در ابتدا شما باید بفهمید که چه موقع باید به خودتان آرامش دهید. تشخیص علائم هشداردهنده کمی سخت است و بسیاری از ما عادت داریم استرس‌ها را به درون خود و ماهیچه‌های بدنمان بریزیم که به‌طور کاذب فکر کنیم استرس را برطرف ساخته‌ایم. اگر بخواهم درباره خودم بگویم، استرس‌های پیرامون من ابتدا در ماهیچه‌ها و سپس در افکارم نمایانگر می‌شوند به طوری که ابتدا صورت، گردن و پشتم دچار گرفتگی و سختی می‌شود و پس از آن احساس افسردگی به من هجوم می‌آورد. درست در زمانی که افکارم منفی می‌شود من می‌فهمم که نیاز به استراحت و تجدید قوا دارم.

برای مقابله با استرس‌ها به صورت زیر عمل کنید:

شما می‌توانید با کنترل حالت چهره و عضلات بدن خود، رخوت و سستی را از آنها دور کنید. پشت گردن و ستون مهره‌هایتان را به مدت ۳۰ ثانیه مالش دهید. پس از آن سعی کنید صاف‌تر بایستید تا شانه‌ها، ‌کمر و پاهایتان استراحت کنند و این وضعیت را به مدت ۳۰ ثانیه حفظ کنید. شما می‌توانید این فرآیند را تا زمان خلاص شدن از استرس تکرار کنید.توجه داشته باشید که دیدگاه‌ها و افکارتان در این لحظه چیست؟ شما در این زمان به چه می‌اندیشید؟ وضعیت بدنتان چگونه است؟ آیا هوشیارید یا پریشان؟ پس از انجام این کارها چه احساسی به شما دست می‌دهد؟بدن همه ما ممکن است به هر دلیل اقدام به ارسال سیگنال‌های استرس‌زا کند. وجود احساسات منفی در درون افراد، امری طبیعی است. پس به جای پروبال دادن به این احساسات منفی سعی کنید تا با هوشیاری و درایت کامل با آنها برخورد کرده و آنها را به سیگنال‌های مثبت و روحیه‌بخش تبدیل کنید.

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد

نویسنده: کارل استایب مترجم: سیدحسین علوی لنگرودی alavitarjomeh@gmail.com